…و خلوتی که به‌سنگینی ، چون پیری عصاکش , از دهلیزِ سکوت می‌گذرد

واپسین

FixXxer


Dolls of voodoo all stuck with pins

عروسک‌های وودووی ما با سوزنهایی بهم چسبیده اند
One for each of us and our sins

هر کدام از آن سوزنها به خاطر ما وگناهان ما هستند
So you lay us in a line

تو را می بینم که ما را به ردیف کرده ای
Push your pins, they make us humble

تا سوزن ها را در ما فرو کنی  سوزنهایی که ما را پست و حقیر می کند
Only you can tell in time

اکنون تویی که می توانی بگویی
If we»ll fall or merely stumble

که آیا ما خواهیم مرد یا اینکه اندکی خواهیم لرزید
But tell me

اما بگو به من
Can you heal what father»s done?

آیا می توانی آنچه را که پدرانمان کرده بهبود بخشی ؟
Or fix this hole in a mother»s son?

یا غصه‌ی یتیمی را(که مادرش را از دست داده)جبران کنی؟
Can you heal the broken worlds within?

آیا می توانی این دنیاهای شکسته درونم را دوباره ترمیم کنی؟
Can you strip away so we may start again?

یا حداقل رهایمان کنی تا دوباره شروع کنیم؟
Tell me, can you heal what father»s done?

به من بگو, آیا می توانی آنچه را که پدرانمان کرده بهبود بخشی ؟
Or cut this rope and let us run?

یا این طناب را پاره کنی تا فرار کنیم؟
Just when all seems fine and I»m pain free

درست وقتی که همه چیز خوب به نظر میاید و دردهایم بهبود می‌ یابد

ادامهٔ این صفحه را بخوانید »

-I-

باران

russia

دست‌ها