…و خلوتی که به‌سنگینی ، چون پیری عصاکش , از دهلیزِ سکوت می‌گذرد

واپسین

دختر کبریت فروش

Location: Baharestan Sq. Tehran

Last night on my way home, I saw this little girl selling matches in front of a gift shop. I decided to shoot her, though I knew that my mobile camera was not very friendly in high ISO environments. I got off the bus and walked for a couple of minutes to get back to her. I asked her and she decided to say yes after a few questions, so I told her to continue doing her homework and this is the result

By Behrooz Sangani

Advertisements

جنگ‌های مقدس – Holy Wars

جنگ‌های مقدس

برادر ، خون ِ برادر می‌ریزد

کشتار در سرتاسر این سرزمین ،

قتل برای مذهب ،

چیزی که نمی‌توانم درکش کنم


ابلهانی مثل من ، از دریا می‌گذرند

و  به سرزمینی که در آن بیگانه اند قدم می گذارند

و حتی گوسفندان را هم به خاطر عقایدشان بازخواست می‌کنند!

آیا شما به دستور خداوند می‌کشید !؟


کشوری که متلاشی شده ، مطمئنا توانی برای ایستادن ندارد.

فضاحت های گذشته ام از خاطره ها حذف شده ، و دیگر رسوایی در بین نیست

دیگر هیچ نادان و ساده لوحی جرات ایستادن ندارد.

پایان نزدیک است ، واضحتر از بلور…

این تنها بخشی از یک نقشه‌ی بزرگ است

اسراییل  ِ الان را نبینید ،

فردا سرزمین مادری تان خواهد شد…


جنگ‌های مقدس…


بر فراز کرسی ام ، همانطور  که همه می‌دانند یک دانشور و ادیب!

و در پایین مسند قضاوتم ، یک مشت پول باج است که قانون را تایید می‌کند

و در بالای سکوی نطقم ، کسیکه برای تغییر جهان ظاهر می‌شود!

و در پایین منبرم ، کسیکه حتی قدیس تر از  پیغمبر خدا هم شناخته می‌ شود!


جنگ را برای یک جنایت سازماندهی شده اجیر می کنم

حمله های مخفیانه و غافلگیر کننده  ، برای  دفع خطر سنگ ها در پشت خطوط !

مردمی ، خطر میکنند تا به کارم گیرند

و مردمی ، زندگی می کنند تا نابودم  کنند

تفاوتی نیست ،  در هر دو حالت مي‌ میرند ….آنها کشته می شوند


*          *           *


آنها همسر و کودکم را  کشتند ،

با این امید که  برده ام  کنند!

اولین اشتباه…..و آخرین اشتباه!

آنها از طرف متحدان برای کشتار غولها و دلاوران  اجیر شده اند …

دیگر فرصت اشتباهات بیشتر برایشان نیست.


شکاف ها را  با سنگ های  شرعی پر کنید…

فاشش نمی‌کنم ! ‌ولی به این معنی نیست که در موردش فکر نمی کنم.

اگر چیز دیگری بگویم ، افکارم را از بین خواهند برد

می دانم چه گفتم!

وحالا باید از  اُور دز فریاد بزنم !

فریاد بزنم ازاینکه ، کسی نیست  تا  جانم را بگیرد و از این درد رهایم کند….

کشتن از روی رحم

کشتن از روی رحم

کشتن

کشتن

کشتن

اگر چیز دیگری  بگویم ، افکارم را از بین خواهند برد….

ترجمه لیریک آهنگ » جنگ‌ های مقدس »  از گروه مگادث


remove  »  .odt

ادامهٔ این صفحه را بخوانید »

Kissing The Water

مارک هانکاکس، یک لحظه باور نکردنی را شکار کرده است. یک کمر کولی آنقدر به تصویر خود در آب زل می زند که سرانجام شیفته آن می شود
روزنامه دیلی تلگراف نوشته است که او برای گرفتن این عکس یک ماه تمام در نقطه مقابل این منطقه که محل گذر رندگانی از این جنس است به کمین نشسته تا سرانجام به این تصاویر دست پیدا کرده است.

عکاس ابتدا فکر کرده است که این کمر کولی قصد دارد آب بنوشد اما متوجه می شود که او مجذوب انعکاس تصویر خود در آب شده و زمانی متوجه می شود که پرنده دیگری در کار نیست که منقار او تصویر ثابت منقوش در آب را می شکند.

منبع : iranbirds