…و خلوتی که به‌سنگینی ، چون پیری عصاکش , از دهلیزِ سکوت می‌گذرد

chasing lights

2 پاسخ

  1. احساس سفر بهم می ده. یه سفر شبانه و دمدمای صبح که چراغهای پر نور بلوار ورودی یه شهر آدمو از چرت موقت بیدار کرده.

    نوامبر 6, 2011 در 6:33 ب.ظ.

    • دقیقا عکس رو بخاطر همین تکاپو و هیجانش دوست دارم و مربوط میشه به یه شب زمستانی یا شایدم بهاری!
      میگم زمستان چون برف اون شب یادمه و همین انگیزه ایی شده بود که شب دیروقت با خواهر بزنیم بیرون …و اینطوری بود که یکی از معدود عکسهای قرن اخیر خواهر, برحسب اتفاق از دستش در رفت ..! :دی

      نوامبر 9, 2011 در 12:45 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s