…و خلوتی که به‌سنگینی ، چون پیری عصاکش , از دهلیزِ سکوت می‌گذرد

نورهای خیالی…

Imaginary

خیالی

در آستانه ‌به صدا درآمدن زنگ ساعت درنگ می‌کنم

که با غریو هیولایی‌اش نامم را فریاد می‌زند

بگذار بمانم

جايي كه باد در گوشم زمزمه خواهد كرد

جاييكه قطرات باران هنگام فرو افتادنشان قصه اي روايت مي كنند

در سرزمینی با گلهای کاغذی

و ابرهاي آبنباتي لالايي….

ساعت‌ها در خودم فرو می‌روم و غرق در افكارم ميشوم

و آسمان ارغواني بالاي سرم را كه در حال پرواز است ، مي نگرم

با اين آشفتگي معمول كه حقيقتی است از آن تو

نگو كه دور از حقيقتم

بخوبي مي دانم كه وراي امنيت خوابم چه می‌گذرد

كابوسي كه دنياي خياليم را براي فرار از آن ساخته ام

در سرزمینی با گلهای کاغذی

و ابرهاي آبنباتي لالايي….

ساعت‌ها در خودم فرو می‌روم و غرق در افكارم مي‌شوم

و آسمان ارغواني بالاي سرم را كه در حال پرواز است ، مي نگرم

در صداي فريادم غرق گشته ام

نمي توانم در مقابل ترس شبهاي سکوت ايستادگي كنم

آه ، چقدر دوست دارم كه در روياي يك خواب عميق فرو بروم

اي الهه‌ی نورهای خیالی


2 پاسخ

  1. flyingout

    اینطور ترجمه کردن شعرهای اوانسنس از خودتونه؟! فک می کنم تصادف جالبی بود….دیدن طرح هایی از امی لی و برچسب هایی به اسم گاتیک یا دوست داشتنی تر گوتیک!

    فوریه 16, 2010 در 11:19 ب.ظ.

  2. جالب بود

    مارس 13, 2010 در 2:02 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s